امامزاده سید محمد خمینی شهر » شهرستان خمینی شهر
۱۹ بهمن ۱۴۰۱
السَّلامُ عَلی جَدِّکَ المُصطَفی اَلسَّلامُ عَلی اَبیکَ المُرتَضی الِّرضا اَلسَّلامُ عَلی السَّیِّدَینِ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ اَلسَّلامُ عَلی خَدیجَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ. اَلسَّلامُ عَلی فاطِمَهَ اُمِّ الاَئِمَّهِ الطّاهِرینَ. اَلسَّلامُ عَلَی النُّفُوسِ الفاخِرَهِ وَ بُحُورِ العُلُومِ الزّاخِرَةِ وَ شُفَعائی فِی الآخِرَةِ وَ اَولِیائی عِندَ عَودِ الرُّوحِ اِلَی العِظامِ النَّخِرَةِ اَئِمَّةِ الخَلقِ وَ وُلاةِ الحَقِّ. اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُِّهَا الشَّخصُ الشَّریفِ اَلطّاهِرُ الکَریمِ اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَِ مُصطَفاهُ وَ اَنَّ عَلِیّاًً وَلِیُّهُ وَ مُجتَباهُ وَ اَنَّ الاِمامَةَ فی وُلدِهِ اِلی یَومِ الدّینِ نَعلَمُ ذلِکَ عِلمَ الیَقینِ وَ نَحنُ لِذالِکَ مُعتَقِدُونَ وَ فی نَصرِهِم مُجتَهِدُونَ. اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.


تاریخچه شهر خمینی‌شهر

 خمینی شهر واقع درشمال غربی شهراصفهان با ۷۰ کیلومتر مربع وسعت جغرافیایی و ۲۵۰۰۰۰ نفر جمعیت، مرکز شهرستان خمینی شهر می باشد.

این شهرستان از شمال به کوه امامزاده سیدمحمد و شهرستان شاهین شهر و میمه، از جنوب به رودخانه زاینده رود و فلاورجان از شرق به اصفهان و از غرب به شهرستان نجف آباد محدود می شود. میانگین دمای سالانه هوا درآن ۱۴ درجه سانتیگراد، متوسط بارندگی ۱۲۰ میلیمتر در سال و ارتفاع آن ازسطح آبهای آزاد ۱۶۰۰ متر می باشد .

این شهر که درگذشته به نام سده می شناختند در ادوار گذشته بخشی از بلوک ماربین از توابع اصفهان محسوب می شده که این قسمتها دارای آب کافی و خاک حاصلخیز بوده است.

درابتدا شامل سه روستا یا سه ده به نامهای پریشان یا فروشان یا پروشان، خوزان یا خیزان، ورنوسفادران یا بن اصفهان بوده است.  به همین علت به سده شهرت یافته بود.

هریک از روستاهای تشکیل دهنده سده، خود بعلت خاصی نام گرفته است. در کتاب نصف جهان فی تعریف اصفهان ذکرشده که:

فریشان را معرف پریشان و پریشان خود مخفف پریوشان است که از نام زنی به اسم پریوش که در زمان قدیم بنای این قریه را نهاده و به نامش منسوب گشته است.

خوزان (خوزوان) از واژه «خوز » و « ان » نشانه کثرت وجمع تشکیل شده است. خوز در سنگ نوشته های شاهنشاهان هخامنشی بصورت          xuvata (uvaja )<  nEk و به قوم عیلامیان و سرزمین آنها گفته می شد که درمنطقه کوهستانی بین النهرین تا فلات ایران گسترده شده است.

در محله خوزان،کهندژ قرار دارد که وصف آن چنین آمده است:

در محله خوزان واقع درخمینی شهر، قلعه دفاعی مهمی به نام کهندژ وجود داشته که خرابه های آن درمحله مزبور موجود است، یکی از نویسندگان عقیده دارد که کهندژ پایتخت سلاطین کیانی و ساسانی بوده است .

ورنوسفادران یا بن اصفهان نیز به دوران ملکشاه سلجوقی باز می گردد .

به هنگام حاکمیت سلجوقیان ورنوسفادران توسط ملکشاه سلجوقی نامگذاری شد که نام اجداد قوم «ورنوسی» (گاردسلطنتی ملکشاه) بوده است.

در زمان فتح اصفهان توسط قوم مغول، این منطقه  مغلوب مغولان شد، ولی در زمان حمله افغانها، اهالی این منطقه تا حد توان مقاومت نمودند، چنان که سرکیس گاننتز در کتاب «سقوط اصفهان» می نویسد، افغانها نتوانستند دهکده های خیزون(خوزان) وبن اصفهان (ورنوسفادران) را تصرف کنند، چون ساکنان این دو دهکده سخت با آنان به مخالف برخاستند.

دکتر سیروس شفقی در کتاب خود بنام « جغرافیای اصفهان، معتقد است که مقارن کوچ عده ای از ساکنان منطقه اصفهان در نیمه دوم هزاره چهارم، قبل از میلاد مسیح، آبادی های کوچکی در محل فعلی شهر اصفهان و سرتاسر زاینده رود وجود داشته که با آمدن عده ای از شمال به فلات مرکزی بر جمعیت آنها افزوده شد و دهات جدیدی به وجود آمده است، بر این اساس میتوان قدمت اولین کانون های جمعیتی این خطه را به دوران قبل از اسلام مربوط دانست و در روایات دیگر نیز آمده:

حمله اسکندر به سه دژ، گاردژ ،کهندژ و دیمیردژ که د راین منطقه واقع شده بودند باعث ویران شدن آنها بدست اسکندر مقدونی گردیده و این منطقه تا دوران پادشاهی ساسانیان
( ۲۲۴ میلادی ) یعنی تا ۶ قرن بعد بصورت بیابانی بی آب و علف باقی ماند. تا آنجا که پیروزشاه ساسانی به سلطنت رسید و به دژ آمد و بنا به خواسته او بار دیگر این محل آباد شد، وی دستور حفر قناتی داد که بنام خودش به قنات «پیروزشاهی» معروف گردید، و به دستور پیروزشاه مردم متفرق شده، گرد هم آمدند و زمین های ده خوزان و پروشان بین مردم تقسیم شد.

با آغاز دوره اسلامی و گسترش قدرت و نفوذ اسلامی، این منطقه نیز تحت تأثیر قرار گرفته و تغییرات کلی در فرهنگ، سنن و روابط اجتماعی آن ایجاد گردید.

پس از صفوی چون محل پایتخت کشور از اصفهان به مشهد و نقاط دیگر انتقال یافت تغییرات نزولی شهر اصفهان و همپای این شهر، رکود اقتصادی شهرستان خمینی شهر نیز شروع شد بالاخره اولین خیابان در سال ۱۳۱۸ در شهر احداث شد .

وجودامکانات طبیعی در محدوده شهرستان، در ادامه حیات اقتصادی و اجتماعی شهر نقش زیادی داشت و  توسعه صنایع و استقرار کارگاه ها و کارخانجات در این شهرستان نیز موثر بوده و از طرفی گسترش شهرنشی نیاز آخر دوره قاجاریه در کشور و کاهش روستانشینی، در این منطقه نیز اثر نهاد و شهرها گسترش یافت، وجود فاصله نزدیک شهرستان خمینی شهر با شهر اصفهان که مرکز استان نیز هست و محل عمده آموزش های تخصصی و دانشگاهی است باعث شده علی رغم کاهش امکانات رفاهی باز هم افزایش جمعیت داشته باشد .

  «ابن حوقل»، در سفرنامه خود که در قرن چهارم هجری نگاشته است، می نویسد:

 نزدیک اصفهان، در مغرب آن، ده « ماربانان» واقع است که باغ هایی پهناور و به مساحت یک فرسخ از راست و چپ دارد و گویند خراج آن صد هزار درهم است و از همین ده است که جمد و ثلج فراوان بدست می آید و میوه نیز فراوان است . با استفاده از نوشته های مختلف میتوان به قدمت شهرستان خمینی شهر پی برد.

با توجه به آثار باقیمانده، حداقل سابقه تاریخی این شهرستان به ۲۵۰۰ سال قبل باز می گردد. البته سوابق هر قسمت از شهرستان به زمانی خاص مربوط میشود .

وجود کهندژ(قهندژ) درمحله خوزان و  وجود آتشکده در کوه آتشگاه که درکنار زاینده رود واقع شده، وجود قبرستان زاغ آباد با سنگ قبرهای بزرگ، همچنین پیروزشاهی و مسجد جامع، همه نشانه قدمت شهر است.

کتاب های دایره المعارف سرزمین و مردم ایران از عبدالحسین سعیدیان و نصف جهان فی تعریف اصفهان از محمد مهدی بن محمد رضا اصفهانی، جغرافیای اصفهان از دکتر سیروس شفقی از قدمت شهرستان ذکر کرده اند.

در کتاب نصف جهان  فی تعریف اصفهان،بلوک ماربین که دارای آب و هوای خوب است معرفی شده و از دهات آن هرستان، اندوان و سه ده نامبرده شده است. خوزان، ورنوسفادران و فریشان (پریشان) سه ده اصلی را تشکیل داده اند با مردمانی تنومند و شجاع و با تعصب و دارای تنباکوی خوب و موقعیتی مناسب، عواملی از قبیل حاصلخیزی خاک وجود آب و تنوع اقلیم، وجود  زاینده رود باعث تمرکز جمعیت و توسعه منطقه بوده است .